جيمي کارتر به نظر من کاملا درست گفته که روند صلح بين فلسطين و اسرائيل درست از آغاز مذاکرات صلح آناپوليس دچار "عقبگرد" شده است.
چرا که در آن کنفرانس با آن همه هزينهي تبليغاتي و رسانهاي، نمايندهي قانوني بيش از نيمي از مردم فلسطين، جايي براي گفتگو و مذاکره نداشت و کاملا مشخص بود که فرايند کار محکوم به شکست است.
اينک اما ديدار کارتر با خالد مشعل ميتواند نويدگر چند نکته باشد؛ نخست اينکه صداي قانوني حماس از يک رئيس جمهور سابق ايالات متحده به گوش همگان برسد: «اسرائيل بايد به مرزهاي ۱۹۶۷ عقبنشيني کند» اين تنها بستر يک صلح هميشگي است.
پذيرش واقعيت البته گاهي با حقيقت زندگي در تقابل است. حقيقت اين است که وجود اسرائيل کاملا جعليست و من تا حد بسيار زيادي با حقايقي که احمدينژاد در مورد اسرائيل به آن ايمان دارد موافقم اما به گمانم در مواضع سياسي بايد واقعنگر بود تا آرماننگر.
واقعيتي که خالد مشعل پس از سفر به روسيه و ديدار با ولاديمير پوتين به خوبي فهميد و اين بار نيز دست جيمي کارتر را فشرد و با روي باز به او گفت: حماس آمادهي به رسميت شناختن اسرائيل در صورت بازگشت به مرزهاي ۱۹۶۷ است.
حماس چارهاي جز اين نميبيند که واقعيت را فداي ايدئولوژي آرمانگرايانه کند و به منفعت مردمش بيانديشد. حقيقت اين است که اسرائيل اشغالگر است و واقعيت اينکه تمام دنيا با اين کشور رابطه دارند.