ديروز بالاخره دادگاه قانون اساسي ترکيه، راي به عدم انحلال حزب عدالت و توسعه داد. اين راي اگرچه باعث سر و صداي دوبارهي احزاب سکولار در ترکيه شده، و پيش از اين نيز باعث شده که همين دادگاه، محدوديتهاي مالياي را عليه اين حزب وضع کند، اما به نظر من اگر در کنه اين مساله تامل کنيم، خواهيم ديد که دستکم از ديدگاه تئوريک رفتارهاي اين حزب، ميتواند مناسبترين الگوي يک حکومت در خاورميانه باشد:
۱- داستان از آنجا شروع شد که اين حزب با وجود جو غالب سکولاريسم در اين کشور، تصميم به رفع ممنوعيت پوشيدن روسري در دانشگاههاي اين کشور بگيرد. تصميمي که هزينهي سنگيني براي اين حزب داشت و به گفتهي مقامات ارشد اين حزب، اين تصميم حرکتي در جهت تقويت حقوق شهروندان در انتخاب آزادانه نوع پوشش خود بود. حرکتي که سرانش از آن به عنوان حرکتي ليبرال ياد کردند.
۲- حزب عدالت و توسعه، اگرچه داراي پيشينههاي اسلامي است و همگان حجاب همسر رئيس جمهور آن را نمادي از تداخل مسائل اسلامي در امور حكومتي ميپندارند اما به گمان من، اين درست همان چيزيست كه بايد به يك الگوي حكومت در منطقه بدل شود: ايستادگي در اعتقادات شخصي ولو اينكه در اقليت باشيد و پايبندي به اصول سكولاريسم در وضع قوانين.
3- حزب عدالت و توسعه در كشوري كه دادگاه قانون اساسياش بارها احزاب اسلامگرا را به دليل عدم رعايت موازين لائيك در كشور منحل كرده، توانسته دو دوره در راس حاكميت تكيه بزند، كرسيهاي بسياري از پارلمان آن كشور را از آن خود كند و مواضع خود را با قدرت پيش ببرد.
4- حزب عدالت و توسعه در هر حال به منافع كشورش ميانديشد؛ اين حزب در زمان حياتش با اسرائيل مانور نظامي برگزار ميكند، با ايران و كشورهاي ضد اسرائيل قراردادهاي مهم تجاري امضا ميكند و براي عضويت در اتحاديه اروپا نهايت تلاشش را ميكند تا مردمش از هر جهت تامين باشند.
من با خودم فكر ميكنم، چرا ما كه صد سال قبل، لگد به تخت پادشاهي و ديكتاتوري زديم و (قانون) وضع كرديم، اكنون بايد در بديهيترين مسائل همچون حقوق شهروندي درجا بزنيم و حسرتوار پيشرفت تركيه را تماشا كنيم؟