کسي که به همراه رئيس جمهور زيمباوه نامش از ضيافت شام سازمان ملل در ايتاليا
خط خورد و سه نامهي بيربط وي به سران جهان بدون پاسخ ماند و لکهي ننگي براي کشور شد،
ميگويد خاتمي در فرانسه تحقير شد و اين از غمانگيزترين روزهاي زندگياش بوده.
او از اينکه خاتمي به واسطهي نظريهي گفتگوي تمدنها که در فضاي بيرنگ و بوي نظريه «برخورد تمدنهاي» هانتينگتون در جهان مطرح شد گويا به قدري عصباني شده که ميگويد شيراک از پلهها براي استقبال خاتمي پايين نيامد و اين او را آزار داده. او دروغ ميگويد. شيراک از پلههاي رياست جمهوري
پايين آمد . و از او استقبال کرد. او در اين ايام دروغگويي را به اوج خود رسانده. ميگويد هيچ تهديدي متوجه ايران نيست و عزت ايران به بالاترين ميزان خود در بعد از انقلاب رسيده. او اين را ميپوشاند که چين و روسيه که در دوران خاتمي به قطعنامههاي عليه ايران راي ممتنع ميدادند، براي اولين بار قطعنامهها با راي مثبت آنان بر عليه کشور تصويب شد. او همچنين اشاره نميکند که اوباما هم اعلام کرده که هيچ گزينهاي از روي ميز در مقابل ماجراجوييهاي او برداشته نشده. او دروغ ميگويد. همچون شعارهايش در انتخابات گذشته
در مورد موي دختران . همچون
نظام پرداخت هماهنگ. او ميخواهد دنيا را مديريت کند درحالي که تنها سازمان مديريت کشور را بعد از شصت سال منحل کرد و دوران او، بيخرد ترين مديران در کشور حکومت کردند.
او ميگويد عزت ايران به بالاترين ميزان خود در بعد از انقلاب رسيده در حالي که هر ايرانياي به خارج از کشور ميرود، متوجه ميشود که چقدر شرمسار است از اينکه نام «ايراني» را به واسطهي ماجراجوييهاي او به يدک ميکشد.
او با نفت 140 دلاري، ثروتمندترين دولت را داشت و بدترين ضربههاي اقتصادي را به کشور زد.
دوستان. من شخصا به ميرحسين موسوي اعتماد کامل ندارم. اما معتقدم خاتمي براي اين به حمايت از او پرداخته، که شعارهايش را ضمانت کند. هرچند که با موسوي هم با جامعهي آرماني خود خيلي فاصله داريم، اما بايد واقعيت را پذيرفت. واقيعت تلخ است. نگذاريم اين تلخي، به تلخي دروغهاي احمدينژاد باشد که همهي اميدها را به نا اميدي بدل کند.