نوشته ها
ليست نوشته ها
آخرين نوشته ها
مدرسه
چند نظريه‌ي ارتباطاتي
اضطراب
مرداب
ديالوگ
گروه هاي نوشته ها
نيمکت (۵۱)
جستجو

آرشيو نوشته ها
ارديبهشت ۱۳۸۷
شيدسچپج
۳۱ ۱ ۲ ۳ ۴ ۵ ۶
۷ ۸ ۹ ۱۰ ۱۱ ۱۲ ۱۳
۱۴ ۱۵ ۱۶ ۱۷ ۱۸ ۱۹ ۲۰
۲۱ ۲۲ ۲۳ ۲۴ ۲۵ ۲۶ ۲۷
۲۸ ۲۹ ۳۰ ۳۱ ۱ ۲ ۳
خروجي هاي XML


روزنوشت ها
ليست روزنوشت ها
فتوبلاگ ها
ليست فتوبلاگها
گروه هاي فتوبلاگ ها
عکسها (۲)
لينکدوني
ليست لينکها
آخرين نوشته ها
دوشنبه - ۱۶ ارديبهشت ۱۳۸۷

در هفته‌ي گذشته در يکي از کلاسهاي سال دوم با يکي از دانش‌آموزان در مورد يک موضوعي، شرط بندي کردم و همان‌جا در حضور همه‌ي بچه‌ها موضوع را اعلام کردم و وقتي شرط را بردم، از او خواستم براي کل دانش‌آموزان (بيست و هفت نفر) بستني بخرد.
امروز هم مشابه اين اتفاق در يکي از کلاس‌هاي اول دبيرستان افتاد.
روزهاي پاياني سال تحصيلي در چند سال گذشته جذاب‌ترين و خاطره‌انگيزترين روزهاي کاري‌ام بوده است. يکي از بزرگترين آفت‌هاي اين روزها، عشق بي‌دليل به برخي دانش‌آموزان است که عدالت را بي‌رحمانه به چالش مي‌کشد و کار را برايم بسيار سخت مي‌کند: نگاههاي متفاوت، رفتار متفاوت، تقسيم‌بندي جهت‌دار پروژه‌ها، نمره‌ي بالاتر و ... از مواردي‌ست که اين دانش‌آموزان کذايي را از ديگران (کاملا به صورت ناخودآگاه) متمايز مي‌کند.

اي ‌بسا در زندگي، بي‌شمار اتفاق اينچنيني بيافتد که من در ناخودآگاهم گمان مي‌کنم همه‌ چيز روبراه است ولي وقتي بعدها در کنه موضوع تامل کنم به کاستي‌هاي بي‌شمارم پي ببرم. مثالهاي زيادي براي خودم مجسم شده و هم‌اکنون در ذهنم رژه مي‌رود!
روزهاي‌ بدي نيست به هر حال.
اما بايد از خودم کمي فاصله بگيرم. بايد از يک فضاي ديگر موضوعات را تحليل کنم. رابطه با دانش‌آموزان به قدري پيچيده است که هنوز بعد از نزديک به چهار سال نفهميدم چه رفتاري داشته باشم که هم مسلط باشم هم "خودم".
هفته‌ي آينده مثل سال گذشته از دانش‌آموزان نظرسنجي مي‌کنم. منتها اين بار تغييراتي در نوع سئوالات خواهم داد تا تصويري واقعي‌تر از خودم بدست آورم. شايد هم بدهم اين کار را يکي از همکارانم انجام دهد. ولي به هر حال نظرسنجي دانش‌آموزي به قول پژوهشگران، «روايي» بالايي ندارد، اما بد نيست چون يک نيمچه آينه‌اي هست به هر حال.


تعداد مشاهده: ۳۱ - نظرات بازديدکنندگان: ۰
امکانات: Next Blog Previous Blog Blog Comments - 0 Print Blog Send To Friend Add Blog To Favorite
http://www.saeedjafari.com/nimkat/blogs/blog.php?code=60
پنج‌شنبه - ۱۲ ارديبهشت ۱۳۸۷

در ساعت چهار نيمه شب بعد از تماشاي بازي زيباي ليورپول و چلسي و دو سه ساعت مطالعه، البته نوشتن کمي سخت مي‌شود، ولي وقتي نوشته‌ات مي‌آيد، کاريش نمي‌شود کرد...
بخشي از نظريات ارتباطي آدورنو، هورک و مارکوزه را بخوانيد، جالب است:
آدورنو مي گويد جامعه به مدد صنايع فرهنگ نمي‌گذارد انسانها جان ديگري جز آن چه هست براي خود متصور شوند، در هم ريختگي شعور به مرحله‌اي رسيده است که ديگر به زحمت مي‌توان انسان‌ها را نسبت به اين وضعيت آگاه کرد.
به نظر آدورنو و هورک هايمر جهان امروز و آينده اداره شده است و آزادي حقيقي در اثر توسعه عقلانيت در جامعه که همان تسلط بر طبيعت است، لطمه ديده است. درجهان امروز خرسندي و خوشبختي فرد تحقق نمي‌يابد، بلکه در روندي تاريخي با زوال فرديت انسان همراه است. اين زوال به سه شکل است:
1- يکپارچه شدن آگاهي به وسيله ارتباطات هدايت شده
2- ناچيز شمردن خصلت و کيفيت فرد در تحول اشکال توليد
3- دگرگوني در ساختمان رواني انسان به دليل اجتماعي شدن يکپارچه انسانها

در فرهنگ بسته بندي شده، مارکوزه بر نقش تشديد کننده رسانه‌هاي جمعي و غرق شدن سنتهاي فرهنگي طبقات پايين جامعه در فرهنگ بسته بندي شده تاکيد مي‌کند.
رسانه ها نوعي شعور کاذب ايجاد مي‌کنند. خلاقيت و انديشه از بين مي‌رود و تقليد و يکپارچگي جاي آن را مي‌گيرد. پيامد چنين وضعي از نظر مارکوزه سياست‌زدايي جامعه و حذف مسايل سياسي و اخلاقي از زندگي عمومي است.

تعداد مشاهده: ۳۳ - نظرات بازديدکنندگان: ۰
امکانات: Next Blog Previous Blog Blog Comments - 0 Print Blog Send To Friend Add Blog To Favorite
http://www.saeedjafari.com/nimkat/blogs/blog.php?code=59
چهارشنبه - ۲۸ فروردين ۱۳۸۷

شب که مي‌شه تو کوچه‌ي غم... اشک من مي‌شه ستاره!
دارم آلبوم فرنگيس سياوش قميشي رو گوش مي‌کنم و مي‌‌نويسم.
ساعت از يک شب گذشته. آنچه که اين روزها مرا آزار مي‌دهد را به طرز خيلي جالبي کشف کردم: من براي زندگي کردن عجله دارم!
چند وقت پيش يکي از اساتيد در کنارم در ماشين نشسته بود و پشت چراغ قرمز کمي به من خيره شد: سعيد، چرا دنده‌ را مرتب تکان مي‌دهي و عوض مي‌کني؟ خب خلاص کن دنده را!
من آن روز اين نکته را متوجه نشدم که اين حرکات کوچک من، حکايت اضطرابي‌ست عميق در وجودم.
اين اضطراب اگرچه خيلي اوقات برايم راهگشا بوده و پيشرفت کاري را برايم به ارمغان آورده اما گاهي هم ضرباتي سخت بر من وارد کرده است.
من نگراني و اضطراب را در خيلي مسائل، به «موتور حرکت» تشبيه مي‌کنم. در دوره‌ي دانشگاه، دقيقا درس‌هايي که نگران پاس نکردنش بودم را خيلي خوب پاس مي‌کردم.
چند روز قبل يک اتفاقي برايم افتاد که غبار يک رنج کهنه را از وجودم زدود و مرا ساعتها افسرده کرد.
اينک اما متوجه شدم که اين من هستم که بي‌رحمانه در آينده کاوشگري مي‌کنم و خودم را از «لذت اکنون» بي‌بهره کرده‌ام.
بگذريم.

به فاز جديدي از مطالعات ارتباطات رسيده‌ام. خيلي مباحثش برايم جذاب شده و کتاب‌ها را يکي يکي گاز مي‌زنم! اما تست‌هايش لاکردار خيلي فرار است. و مباحث، بسيار بسيار گسترده و در عين حال عميق. هر چه مي‌خوانم مي‌بينم که چقدر عقبم. راست‌ مي‌گويند که بزرگان ما پس از مدتها کسب علم و دانش، ناخودآگاه فروتن مي‌شوند. چون خاصيت علم اين است.
خلاصه‌اش اينکه من و استادان و فروتنان را کجا مي‌بريد؟!!


تعداد مشاهده: ۴۴ - نظرات بازديدکنندگان: ۰
امکانات: Next Blog Previous Blog Blog Comments - 0 Print Blog Send To Friend Add Blog To Favorite
http://www.saeedjafari.com/nimkat/blogs/blog.php?code=58
پنج‌شنبه - ۲۲ فروردين ۱۳۸۷

بي‌خيال اخبار داخلي و خارجي و قيمت نفت و پرداخت نقدي يارانه‌ها و تبرئه‌ي موسويان و دستگيري خانم مقدم و فيلم فتنه و خبر خوش هسته‌اي احمدي‌نژاد و  تيم ملي علي دايي و عزل دو وزير ديگر در کابينه‌ي مهر ورز و خلاصه بي‌خيال همه‌ي مشکلات و اتفاقات روزانه.

من اين روزها عادت کرده‌ام پس از ساعتها خواندن منابع ارتباطات که تنها يک ماه مانده که اين منابع سرنوشتم را رقم بزند، با دنبال کردن سرسري خبرها، کمتر خودم را آزار دهم و زده‌ام به کوچه‌ي علي‌چپ!
 
آهنگ مرداب گوگوش را گوش کنيد تا همه‌ي گناهانتان بخشيده شود!
از اينجا دانلود کنيد. (راست کليک، Save target as حجم فايل: ۷۹۰ کيلو بايت)
متن ترانه:
ميون يه دشت لخت زير خورشيد كوير
مونده يك مرداب پير توي دست خاك اسير
منم اون مرداب پير از همه دنيا جدام
داغ خورشيد به تنم زنجير زمين به پام

من همونم كه يه روز مي خواستم دريا بشم
مي خواستم بزرگترين درياي دنيا بشم
آرزو داشتم برم تا به دريا برسم
شبو آتيش بزنم تا به فردا برسم

اولش چشمه بودم زير آسمون پير
اما از بخت سيام راهم افتاد به كوير
چشم من به اونجا بود پشت اون كوه بلند
اما دست سرنوشت سر رام يه چاله كند

توي چاله افتادم خاك منو زندوني كرد
آسمونم نباريد اونم سرگروني كرد
حالا يه مرداب شدم يه اسير نيمه جون
يه طرف ميرم تو خاك يه طرف به آسمون

خورشيد از اون بالاها زمينم از اين پايين
هي بخارم مي كنن زندگيم شده همين
با چشام مردنمو دارم اينجا مي بينم
سرنوشتم همينه من اسير زمينم

هيچي باقي نيست ازم لحظه هاي آخره
خاك تشنه همينم داره همراش مي بره
خشك ميشم تموم ميشم فردا كه خورشيد مياد
شن جامو پر مي كنه كه مياره دست باد


تعداد مشاهده: ۴۶ - نظرات بازديدکنندگان: ۰
امکانات: Next Blog Previous Blog Blog Comments - 0 Print Blog Send To Friend Add Blog To Favorite
http://www.saeedjafari.com/nimkat/blogs/blog.php?code=57
سه‌شنبه - ۱۳ فروردين ۱۳۸۷

ديالوگ قشنگي‌ است البته، ولي مي‌توان گيرهاي فلسفي زيادي بر آن وارد کرد. مثل جمله‌ي آخرش، که من را به جهت سکوت دائمي و شايد حکيمانه‌ي خدا، نسبت به خيلي مسائل، بي‌تفاوت کرده.

تعداد مشاهده: ۵۵ - نظرات بازديدکنندگان: ۰
امکانات: Next Blog Previous Blog Blog Comments - 0 Print Blog Send To Friend Add Blog To Favorite
http://www.saeedjafari.com/nimkat/blogs/blog.php?code=56
چهارشنبه - ۷ فروردين ۱۳۸۷

نظريه ارتباطات (ورنر سورين) را تمام کردم و مشغول سير ارتباطات در ايران تاليف دکتر مولانا هستم. کتاب نايابي که خواندنش را به شدت توصيه مي‌کنم.
سايت دانش‌آموزي دبيرستان مفيد را راه انداختم و شش- هفت نفر از دانش‌آموزان را براي تمرين و تثبيت فعاليت تيمي در مدرسه، دور هم جمع کرده‌ام.
همزمان با کنکور ارشد، مشغول نوشتن جزوه‌اي براي آموزش CMS ها در ايام نوروز هستم تا پس از عيد، شش- هفت جلسه‌ي پاياني سال براي چهار کلاس از کلاسهايم  را به اين مبحث اختصاص بدهم.
حساب و کتاب‌هاي مالي سال گذشته را جمع و جور کردم، همه چيز درست است وليکن به قول اصفهاني‌ها، چيزي در دسترس نيست!
فيلم باغ فردوس، پنج بعد از ظهر را که چند سال پيش در جشنواره ديده بودم، دوباره ديدم و لذت بردم.
بعد از مدتها دوري از تلويزيون، اين بار برنامه‌ي مهران مديري را مي‌بينم و مي‌خندم بي هيچ تعصبي.
سال نو البته با تاخير مبارک.
 نوروز يعني هيچ زمستاني ماندني نيست.


تعداد مشاهده: ۵۲ - نظرات بازديدکنندگان: ۱
امکانات: Next Blog Previous Blog Blog Comments - 1 Print Blog Send To Friend Add Blog To Favorite
http://www.saeedjafari.com/nimkat/blogs/blog.php?code=55
يک‌شنبه - ۲۶ اسفند ۱۳۸۶

سرم به قدري در اين روزهاي پايان سال شلوغ شده که هر شب، يک ربع تا بيست دقيقه از يک فيلمي که اخيرا گرفتم و اسمش هم يادم نمانده مي‌بينم و خوابم مي‌رود! شده است سريال.
فردا سميناري در يکي از مدارس دارم تحت عنوان معرفي رشته‌ي مهندسي نرم‌افزار براي دانش‌آموزان. بايد با تمام توان سعي کنم  در مورد اين رشته طوري اطلاع‌رساني کنم که ديد عاميانه‌اي که از بيرون نسبت به اين رشته دارند مرتفع شود و فقط علاقه‌مندان واقعي در پي ورود به اين رشته باشند. نه کساني چون من که اشکشان در بيايد تا فارغ‌التحصيل شوند!
زندگي اين روزها، بعضي از ابعاد زيبايش را برايم نمايان کرده است. «ليس للانسان الا ما سعي» به سبک تحت ويندوزش برايم عيان شده است! پريشب در هواي استثنايي تهران بعد از مدتها قدم مي‌زدم و به اين فکر مي‌کردم که آن لحظه چقدر خوشحال و راضي بودم. و چه چيزي بهتر از لحظه‌ي اکنون؟
زندگي، آبتني‌ کردن در حوضچه‌ي اکنون است...
سال نو پيشاپيش مبارک.


تعداد مشاهده: ۶۷ - نظرات بازديدکنندگان: ۰
امکانات: Next Blog Previous Blog Blog Comments - 0 Print Blog Send To Friend Add Blog To Favorite
http://www.saeedjafari.com/nimkat/blogs/blog.php?code=54
چهارشنبه - ۸ اسفند ۱۳۸۶

ديروز يکي از شاگردانم را بدجور زدم. اعصابم تا شب به هم‌ريخته بود و هر چه کردم، نتوانستم خودم را قانع کنم که چه اتفاقي افتاد که اينطور شد.
چيزي که چند روزي‌ست فکرم را مشغول کرده و در کتاب‌هاي تازه‌اي هم که مي‌خوانم، نگرشي تازه بر انديشه‌ي انحرافي‌ست.
گمانم نوعي مرزبندي در انديشه، ايجاد خطوط قرمز و يک Defrag براي مغزم از اوجب الواجبات است تا اين انحرافي که در اين هفت هشت روز اخير کشف کردم دچارم نشود. انحرافي که ديروز مرا مجاب کرد تا آن رفتار را داشته باشم.
در مورد رفتار ديروزم خودم را نمي‌بخشم و نمي‌دانم چگونه هم غرورم را در مدرسه حفظ کنم، هم رضايت دانش‌آموزم را که تا حدي به او حق مي‌دهم جلب کنم؟

تعداد مشاهده: ۶۴ - نظرات بازديدکنندگان: ۰
امکانات: Next Blog Previous Blog Blog Comments - 0 Print Blog Send To Friend Add Blog To Favorite
http://www.saeedjafari.com/nimkat/blogs/blog.php?code=53
پنج‌شنبه - ۲ اسفند ۱۳۸۶

وزير ارشاد عوامل فيلم «سنتوري» را متهم و تهديد کرد.

تعداد مشاهده: ۶۵ - نظرات بازديدکنندگان: ۰
امکانات: Next Blog Previous Blog Blog Comments - 0 Print Blog Send To Friend Add Blog To Favorite
http://www.saeedjafari.com/nimkat/blogs/blog.php?code=52
پنج‌شنبه - ۲۰ دي ۱۳۸۶

البته که زندگي همه‌اش رنج نيست! البته که من از غذاي خوب، از دوست خوب، از زيبايي، از مطرح شدن و از خيلي چيزهايي ديگر لذت مي‌برم. اما رنج پنهان دروني، که به قول رضا، رنجي‌ست طبيعي و مرحمش به زعم رضا براي من «ازدواج» است، يک پرسش‌ مادامي را در ذهنم هک کرده که در جاري زندگي، هماره آزارم مي‌دهد.
(رضا مي‌گويد ازدواج خيلي چيزها را حل مي‌کند. من اما، گويي کل پروسه‌ي ازدواج را پيش از انجام آن در همين دوره‌ي مجردي درک کرده‌ام. هيچ انگيزه و شوقي براي اين کار ندارم.)
بگذريم.
چند نکته:
حاصل تعطيلات چند روز گذشته‌ي مدارس، براي من چند فيلم و يک کتاب بود.
البته تنبلي، بي‌حوصلگي و پرسش‌هاي بعضا توخالي فلسفي گاه به گاه که در دوره‌ي بي‌کاري نصيب آدمي‌ مي‌شود، گريبانگير من نيز شده بود.
نخست فيلم قديمي «سينما پاراديزور» که يکي از بهترين فيلم‌هاي تاريخ سينما است را ديدم. ديدن اين فيلم را به شدت توصيه مي‌کنم. از آن فيلم‌هايي‌ست که در طول مدت آن (حدود سه ساعت) با آن زندگي مي‌کنيد...
 سپس براي دومين بار فيلم «سفيد» کيشلوفسکي را ديدم. عجب چيزي ساخته کيشلوفسکي. در اينکه «سفيد» در سه‌گانه‌ي کيشلوفسکي، برترين است، شکي نيست. اين فيلم هم ديدنش خالي از لطف نيست، ببينيد و در شخصيت آدمي مثل ميکولاژ تأمل کنيد. دردهاي پنهاني که کيشلوفيکي خوب توانسته برجسته‌اش کند...
کتاب داستان‌هاي کوتاه کافکا، آخرين کتابي‌ست که خريدم. بر خلاف «مسخ» کافکا، اصلا نمي‌توانم با ديگر نوشته‌هايش ارتباط برقرار کنم.

ديگر آنکه يک انبار کار ريخته بر سرم؛ اما همه‌اش را به آينده واگذار کرده‌ام. درست مثل تصميمات مهم زندگي‌ام که همه‌اش در تعليق و تعطيلي موقت به سر مي‌برد...


تعداد مشاهده: ۹۸ - نظرات بازديدکنندگان: ۰
امکانات: Next Blog Previous Blog Blog Comments - 0 Print Blog Send To Friend Add Blog To Favorite
http://www.saeedjafari.com/nimkat/blogs/blog.php?code=50
ليست آخرين نوشته ها
- باز هم درد جاودانگي
- سوغاتي، هايده
- باز هم موسيقي!
- به رسميت شمردن سختي‌ها در زندگي
- Le Vent Nous Portera
- مملکت ايدئولوژيک
- روزمره
- راز ماندگاري «بيگانه»
- روزمره
- نظرسنجي
- اين روزها
- بارش‌هاي تازه، انتظار بالا
- سال نو مبارک
- نياز به استراحت
- دل‌نوشته‌ي زمستاني
- تجديد نظر در رابطه‌ها
- شروع زمستان
- ظلمت شب
- خستگي، خستگي، خستگي
- سرما
- کلاسهاي خشک
- دريچه‌ي جديد: نگاه خاکستري
- زدودن غبار نيمکت
- به ياد غروب پناهي
- طرح درسي
- تهوع
- نمايشگاه الکامپ
- فضاي نااميد کننده‌ و ضعيف سينما
- برگهايي در باد
- فناوري اطلاعات در جام جهاني
- اتاق آبي
- آشنايي با دانش نامه اينترنتي ويکي پديا
- مهندسي وب
- تغييرات محسوس
- چرخش و چرخش
- خستگي [_0_128]
- شروع موقت
- مسابقات ربوكاپ ايران
- ژوليت بينوش در تهران
- تکنولوژي ما را به کجا مي برد؟
- کيارستمي، فيلمساز رئاليست
آخرين فتوبلاگ ها
چهارشنبه - ۷ فروردين ۱۳۸۷
تعداد مشاهده: ۳۷ - نظرات بازديدکنندگان: ۰
امکانات: Next Blog Previous Blog Photoblog Comments - 0 Print PhotoBlog Send To Friend Add PhotoBlog To Favorite
http://www.saeedjafari.com/nimkat/photoblogs/blog.php?code=3

مشخصات آخرين فتوبلاگ ها
جمعه - ۱ دي ۱۳۸۵
تعداد مشاهده: ۳۲۸ - نظرات بازديدکنندگان: ۱
امکانات: Next Blog Previous Blog Photoblog Comments - 1 Print PhotoBlog Send To Friend Add PhotoBlog To Favorite
تصاوير آخرين فتوبلاگ ها
لينک دوستان

امکانات
تبادل لينک
ليست لينک دوستان
نظرسنجي
تابحال نظرسنجي اي در سايت ثبت نشده است.
ساير امکانات
جستجو
درباره ما
تماس با ما
خبرنامه سايت
يادبودها
لينک به سايت
ثبت در Favorite
خروجي هاي XML
گزارشات
مطالب سايت
نوشته ها: ۵۱
نظرات: ۵۰
دنبالکها: ۰
روزنوشت ها: ۰
فتوبلاگ ها: ۳
نظرات: ۲
دنبالکها: ۰
لينکدوني: ۰
مشاهده صفحات
تعداد کل: ۸۰۳۵۶ صفحه
مشاهده امروز: ۱۴۹ صفحه
بيشترين مشاهده:
سه‌شنبه - ۱۲ دي ۱۳۸۵
تعداد: ۶۶۸ صفحه
بازديد همزمان
در حال حاضر: ۳ نفر
بيشترين بازديد همزمان:
شنبه - ۱۶ تير ۱۳۸۶
تعداد: ۴۲ نفر
مراجعه به: